السيد حامد النقوي
532
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
معنى است كه در حديث اراده كرده باشد [ 1 ] ] . أقول : سوق اين كلام براى تخديع عوام و مخالفت سرور انام عليه و آله آلاف التحية و الاكرام است ، كه از قبيل تفسير بالرأى است كه وعيد شديد بر آن وارد شده ، وا عجباه كه شاهصاحب با اين همه جلالت و امامت از دخل مدخول در كلام خدا و رسول هم خود را معذور نمىدارد ، و آنچه مىخواهند جريا على هوس الخاطر مىنگارند ! . سابقا دانستى كه اين آيه حسب روايتى كه بغوى ، و بيضاوى وارد كردهاند در شأن كسانى كه از امتثال امر نبوى در جهاد سر تافتند و آن را معلق باستيذان از آبا و امهات ساختند نازل شد . پس سوق اين كلام براى نفى نسبت متبنى بمتبنى نيست ، و بالفرض اگر سوق اين كلام رب منعام متعلق بسابق باشد ، باز هم معنايى كه شاهصاحب اختراع كردهاند مراد نيست بلكه بنا بر اين براى دفع دخل مقدر است ، و محمول است بر معنايى كه مراد اهل حق و سداد است ، چنانچه از تقرير علامهء نبيل و محقق جليل احمد بن خليل ، و نظام الدين نيسابورى دانستى . قوله : [ و اگر بالفرض صدر حديث را بمعنى أولى به تصرف گردانيم نيز حمل « مولى » بر أولى به تصرف مناسبت ندارد [ 2 ] ] . أقول : اين افادهء غير سديده مخدوش است بوجوه عديده : اول : آنكه نفى مناسبت حمل أولى بر « مولى به تصرف » بفرض اينكه صدر حديث بمعنى اولى به تصرف باشد ، از غرائب تقولات و عجائب تمحلات است ، و كاش بر محض ادعاى احتمال ديگر اكتفاء مىكرد . اما نفى مناسبت پس غايت معاندت و نهايت مكابرت است ، چه ثبوت
--> [ 2 - 1 ] تحفه اثنا عشرية : 331